|
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم هر شب وقتی تنها میشم دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه، با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم، اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من، شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم، ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ، دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ، غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ، رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست من همینم که می بینی٬ دستهام خالی از ستاره یه كسى که جز خود تو ٬هیچ کسی رو دوست نداره گاهی وقتا یه برنده ام٬ بیشتر وقتا بازنده آخه کی تو این زمونه٬ دل به بازنده می بنده؟ من از خاک زمینم ٬تو ابریشم چینی نه کوهم ٬نه درختم٬ من همینم که می بینی همه دنیام ترانه ست٬ همه داراییم یه گیتار خونه دارم جنس رویا٬ نه دری داره نه دیوار من همینم که می بینی٬ عاشقم اما دیوونه ام نه صدا دارم نه آهنگ٬ ولی باز از تو می خونم
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ به يادش گريه کردن ها ....
چقد سخته وقتی آدم دیگه یاری نداره
دل من سخت گرفته است از این دوری شوم
اگه دلم تنگ مي شه خيلي برات من وببخش
اگه تورو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش اگه تویی اون که فقط دلم میخواد من و ببخش اگه دلم تنگ میشه خیلی برات من و ببخش اگه نگام گم میشه تو شهر چشات من وببخش من وببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمرم اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل میچینم منو ببخش اگه شبا فقط توروخواب میبینم اگه دلم تنگ میشه خیلی برات من وببخش اگه نگام گم میشه توشهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم تو یه فرشته ای ومن.خیلی باشم یه ادمم اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش اگه نگام گم میشه توشهر چشات من و ببخش منو ببخش اگه برات می میرم وزنده می شم اگه با دیونگیام پیش تو شرمنده میشم منو ببخش اگه تو رو می سپرمت دست خدا اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما منو ببخش اگه بهت زیادی لبخند می زنم برای چش نخوردنت همیشه اسفند می زنم منو ببخش اگه می خوام فقط بشی مال خودم ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم منو ببخش اگه شبا تورو به ماه نشون میدم از روی قله ها اگه واسه تو دست تکون میدم
فقط به خاطر تو
دوستت دارم
نمي خواهم.... نمي خواهم به جز من دوست دار ديگري باشي نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند نمي خواهم كسي نامش،بر لبهاي تو بنشيند نمي خواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي نمي خواهم كسي يارت شود در راه اين هستي
مامور دفن
ای کسی که مامور دفن من هستی، به حرف من گوش کن دستم را از تابوت بیرون کن تا همه بفهمند آرزو داشتم و به آن نرسیدم چشمهایم را باز بگذار تا همه بفهمند که چشم به راه بودم و به آن نرسیدم قالب یخی به شکل صلیب بر مزارم بگذارید تا با اولین طلوع آب شود و به جای عزیزی که دوستش دارم بر سر مزارم گریه کند هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
کاش می دانستی چقدر دلم بهانه ای تو را میگیره هرروز کاش می دانستی چقدر دلم هوای با تو بودن را کرده کاش می دانستی چقدر دلم از این روزهای سرد بی تو بودن گرفته کاش می دانستی دلم برای ضرب اهنگ قدمهایت گرمی نفسهایت مهربانی صدایت تنگ شده کاش می دانستی چقدر دلواپس توام کاش می دانستی چقدر تنهام چقدر خسته ام وچقدر به حضور سبزت محتاجم وهمیشه از خود می پرسم تو هم به من فکر میکنی؟
مگه یادم میره مگـــه یـــادم مــــیره خـــاطـــراتم با تــــو لــــهجه خندیدن حـــالت چشــماتـــو مگـــــه یـــــادم میره تـــــو عـــزیزم بـودی تـــو غـــم و تنهایی همه چیزم بــودی تـــــو رسیدی وقتی گـرم هق هق بـودم تو چـرا رنجیدی مــن که عاشق بـودم کـوچه تا کوچه هنوز جای پات جا مونده تو که نیستی اما عطرت اینجا مونـده بی تـــو ســـــهم چشمــــام ابـر و بارونه لحظه های بی تو من و می ترسونـه بــه یه جمله قانعم به یه حرف یا یه نگاه نازنین قـــصه تـــو فقط مــــن و بـخواه
بگی نگی این رو زا بازم بد جور دلم تنگ برات بد جوری تنهام دو باره بی تو با اون رنگ چشات بگی نگی چند وقته که دل تنگی یام زیاد شوده بازهوایم تورو دارم بهو نه هام خیلی شوده بخوای نه خوای دوست دارم بیای نه یای مونتظرم بگی نه گی دغ می کنم اگه تو تنهام بزاری بگی نگی این رو زا بازم خیلی دلم تنگ برات بد جوری تنهام دو باره بی تو با اون رنگ چشات بگی نگی چند وقته که دل تنگی هام زیاد شوده باز هوام تورو داره بهونه هام خیلی شوده گاش تو گر مایه نگات بغز هایه یخی مو بشکنم حس بکنم که عاشقم شاید که باورت کنم تو لحظه هایه خسته گیم سر رویه شونت بزارم تواوج بی کسیم نیا به گریه عادت می کنم بازم دلم گرفته چند روزیه که رفتی مگی به خاطر من از عشقمون گذشتی بمون بزار از اسمت یه شعر نو بسازم نزار به جرم دیروز امروزم ببازم دارم میمیرم برات نزار بیفتم به پات مگه گناهم چی بود که سرد شده اون نگات به من یه فرصت بده تا دستات بگیرم یا اینکه مال من شی یا پای تو بمیرم
به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد... به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . آرزو مي کنم:زندگي مال تو... مرگ مال من راحتي مال تو... گرفتاري مال من شادي مال تو... غم مال من همه مال تو ولي تو مال من!!! ژ
سعی کن همیشه تنها باشی ٬زیرا تنها به دنیا آمدی و تنها می میری. پس
تنها زندگی کن بدون اینکه دوست داشته باشی و یا دوستت داشته باشند. بگذار خانه ی وجودت خالی از وجود باشد٬زیرا اگر عشق در آن لانه کند به ویرانه های آن هم رحم نمی کند. بگذار عظمت عشق را درک نکنی تا معنی خاکستر شدن را هم احساس نکنی اما اگر کسی را دوست داری٬ عمیق دوستش بدار٬زندگی کن تنها به خاطر یک نفر قدم بردار٬به خاطر کسی که دوستش داری...
تو می دانی دليل حاجتم را غمم را ؛گريه ام را ؛حسرتم را غريبم بی تو ای ليلای تقدير بيا بشکن سکوت غربتم را نگاه انتظارم بی تو ابری ا ست خيال بی قرارم بی تو ابری است قسم بر حرمت آيينه و گل هوای روزگارم بی تو ابری است
نامه ات رسيد
ن از خود گذشتم تا که تو از پيچ وخمها بگذري گوشه گرفتم تا که تو با دنيا دم ساز بشي راهه من بودی و همراه نبودي هر چه گشتم در این شهر نبود اهل دلی كه بداند غم دلتنگي و تنهائي من
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
عشق ناتمام اون كه رفته ديگه برگشتي نداره نفرين به دست سرنوشت خدا رو خوش نمياد دل منو شكستي تو رو هرگز نمی بخشم تو رو هرگز نمي بخشم تو رو هرگز نمي بخشم تو برو با اون غريبي كه تو قلبت لونه داره تورو هرگز نمي بخشم
برای ادامه عکسهای روی ادامه مطلب کلیک کنید
می خواستم از بازدید کننده ها سوالی داشته باشم لطفاْعشق را برای من معنی کنید راستی کسی معنی واقعی عشق رو می دونه؟ توی صحنه غریب زندگی هممون در نقش یک بازگریم، باهمیم تو بازیهای روزگار، از درون هم ولی بی خبریم، هممون پشت نگاه صورتا همیشه از صبح تا شب قایم میشیم، واسه پنهون کردن گریهامون، روی قلب و روحمون خط می کشیم توی پشت صحنه دنیای ما خوبیها بدی میمونه یادگار، زندگی برای ما یه خاطره ست از تمام قصه های روزگار فدای چشمات اگه چشمام بارونیه فدای چشمات اگه گریم پنهونیه فدای چشمات اگه هنوز پریشونم به خاطر تو فدای چشمات تلخیه لحظه های من فدای چشمات لرزیدن صدای من فدای چشمات اگه خراب و داغونم به خاطر تو بی تو تموم میشه کارم خیلی دوستت دارم منو نمی خوای؟ بی تو تموم میشه رویام ویرون میشه دنیام چرا نمی یای؟ بی تو ستاره ها کورن خاطره ها دورن منو نمی خوای؟ بی تو شبای من تاره چشماتو کم داره چرا نمی یای؟ برای دیدن بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنید
|
About![]()
Home
|